چشمــــهایت...

 

سال ها شعر سروده ام...

براے شاعرانه ترین اعتراف زندگے ام...

که در مقابل "چشم هایت"

هیچ گاه...

هیچ حرفے ...

برای گفتن...

نـــــــــداشتمـ!

 

/ 120 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد210

مریم امیدی نداشته باش که من ادم بشم سلام خخخخخخخخخخخخخخ فکر نکنم ادم بشم کسی که ادم باشه زندگیش سخت میگزره من خودمم با ادمیت کاری ندارم فدات ممنون میبینمت برام دعا کن.

علی

آدمی فقط در یک صورت حق دارد؛ به دیگری از بالا نگاه کند؛ و آن هنگامی است که بخواهد؛ دست دیگری که بر زمین افتاده بگیرد تا او را بلند کند...

ilgar

ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها

دانی

تو دور می شوی و من در همین دور می مانم..... پشیمان که شدی بر نگرد...لاشه ی یک دل که دیدن ندارد....!!

کلبه تنهایی

ﺳﺮ ﺳـــــــﻔﺮﻩ ﺷﺎﻡ ﻭﻗﺘﻲ ﻳﺎﺩﺕ ﻣـــــــﻲ ﺍﻓﺘﻢ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﻣﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮﻩ ﻭ ﺍﺷﻜﻢ ﻣﻴریزه ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺗﻌﺠﺐ ﺑﻬﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻭ ﻣﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪﻱ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﻭ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ ﭼﻪ ﺩﺍﻍ ﺑﻮﺩ!

علی

خیلییییییییییییییییییییییی قشنگ بود خوشحال میشم ب وبلاگ من هم سر بزنی