گــــــآهے دلم مے خواهد...

 دست به آفرینشے تازه بزنم٬ بهارے دیگر بیافرینم و زمستانےدیگر...

گنجشک را شبیه درخت بکشم ودرخت را شبیه دریا

 ودریا راشبیه کوه و کوه را شبیه پروانه.

 وپروانه را شبیه عشق وعشق را شبیه تو.

و گاهے آنقدر دلتنگم و دلگیر که فکر مے کنم باغها سنگ شده اند

 و سنگها مثل حرفهاےتلخ، روح را مے آزارد!

 فکر مے کنم همه شیشه ها سیاهند و همه آسمانها روے زمین افتاده اند

 ودیگر هیچ بهانه اے براےنوشتن خطےبه یادگار در دفترچه خاطرات وجود ندارد...

گاهے دلم مے خواهد صبح که چشم باز مے کنم

 یک گیلاس رسیده باشم بر شاخه درختے که در باغچه خانه توست!

 وهر روزکه از مقابل درخت مےگذری به من نگاه کنے

 ومن با لبخند تو شیرین تر وسرخ تر از دیروز شوم.

گاهے دلم مےخواهد باران باشم و روےگیسوان تو ببارم

 و گاهے یک گل سرخ که هر وقت اراده کنےمرا بچینے و در گلدان بگذارے.

 همان گلدانے که همسایه همیشگے رویاهاےتوست!

 و گاهے احساس مے کنم تمام وجودم یک کویر گرم وسوزان است...

 کویرے که درخت را نمی شناسد و نمے داند نوشیدن جرعه اے از چشمه سار چه لذتے دارد.

گاهے آنقدر شادم که همه چیز وهمه کس را به شکل گل می بینم:

پدرم اقاقیاست،

 مادرم رازقے

خواهرم رز سفید

و برادرم گل سرخ ...

مدادم یک زنبق است که عطر دره هاے شمال را دارد

و پیراهنم از مریم ویاس است....

و گاهی آنقدر غمگینم که نمی توانم تو را که در ایوان روزهاے

من نشسته اے،

 ببینم...!

 

/ 117 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صاحب کافه

کاش دهخدا می دانست دلتنگی ... اشک .... فاصله .... بی وفایی.... تعریفش فقط دو حرف است "تـــو"

دانی

روزی بـه تــَـ‗__‗ـمامــ ایــن بی قــ‗__‗ـَـراری هـا ؛ میخــَــ‗__‗نـدی ..و ســ‗__‗ـاده از کنـارشــ‗__‗ـان می گــُـذری ..ایــن قــَـشـنـگـــ‗__‗ــ تــریــن دروغـ‗__‗ـی استـــ ×که دیــ‗__‗گـران ، بــرای آرامــ کــردنـتـــ بـه تـــُـ‗__‗ـو می گــ‗_‗ـویــنـد!...

علی

گاهی دلت از کسایی میگیره که فکر می کردی با تمام آدمهای کنارت فرق دارن ! خودشون . . . دنیاشون . . . زندگیشون . . . و بعد بفهمی که دنیایی ندارن که بخوان به خاطرش زندگی کنن ، این آدما وجودشون توی ذهنتم زیادیه چه برسه توو زندگیت !

mehdi

قربون دستت مریم با این مدادت به جای این دل لعنتی من هم یه لیوانی ،تنگ ماهی،گلدونی،شیر سماوری .. یه چیزی بزار که فقط دل نباش[ناراحت]

taha

"آدمــ ـهـ ـا".. مثلـ سایهـ اند..!! ازشـونـ فرار کنیـ.. دنبالتـ میـ دوند..!! دنبالشونـ کهـ بدوییـ.. ازتـ فرار میـ کنند..!

صاحب کافه

سلام ... بابت چند روزی که نبودیم ما رو به بزرگواری خودتون ببخشید.... من و سوشا مشغول درست کردن یه وبلاگ جدید به مناسبت میلاد سلطان خراسان بودیم منتظر حضور گرمتون در وبلاگ «لحظه ای کنار پنجره فولاد» هستیم... اینم آدرسش: http://panjerehfoolad88.blogfa.com/ پیشاپیش عیدتون مبارک... ما رو از دعا خیرتون بی نصیب نذارین...

لیلی

سلام! خیلی لذت بردم/ ولی یه خورده طولانی بود!

مبینا

سلام دوست عزیز میخواستم ازت دعوت کنم که بیایی وعضو چتروم من باشی خوشحال میشم که با شما دوستان عزیز محیطی گرم وصمیمی ایجاد کنیم منتظر حضور گرم شما دوست عزیز هستم(دارای چت صوتی وتصویری) پروفایل فیس . به امید دیدار sohachat.com سهاچت عزیزم حتما بیا منتظریم ممنون